اتفاقي كه تا امروز افتاده آن است كه اين دعوت به تجمع از طرف حاميان جدي گرفته نشده
و به همين دليل نه تنها سودي نداشته، بلكه باعث نا اميدي و سرخوردگي بيشتر حاميان جنبش
شده است. عدم حضور محسوس و مشخص افراد در اين تجمع ها، نه تنها اعتماد به نفس در ميان
حاميان جنبش را كاهش داده، بلكه حاكميت را نيز در برخورد با حاميان اين جنبش و معرفي
آن به عنوان يك جنبش مرده، جسورتر كرده است
مهم ترين اتفاقي كه براثر دعوت هاي تكراري
و بي ثمر شوراي هماهنگي سبز رخ داده، چيزي نيست جز قدرت گرفتن تفكري كه از ابتدا نيز
با حضور در خيابان ها و سياست خياباني مخالف بود
از طرف ديگر در اين مدت، شاهد باز شدن چندين
شكاف مختلف در ميان حاميان جنبش سبز بوده ايم. از طرفي ميان نيروهاي داخل و خارج، شكاف
ها بيش از پيش شده است
اعضاي شورا هيچ كاري انجام نداده اند، فقط هر چند صباحي بيانيه اي مي نويسند و ديگر
هيچ!
آنها حتي جرأت بازنگري در منشور جنبش را ندارند و به مصداق خودگويي و خودخندي،
پس از هر دعوت به تجمعي، خبر از حضور باشكوه مي دهند، بدون اينكه مستندي براي اين سخنان
خود ارائه كنند
شوراي هماهنگي سبز، در مدتي كه از زمان
تشكيل آن مي گذرد، اگر نگوييم مهم ترين نقش، اما يكي از مهم ترين نقش ها را در ريزش
نيروها بروز اختلافات مختلف در آن و پراكنده و مأيوس كردن نيروها داشته است.
مهمترین مسئله این است که بسياري از محافل وبخصوص روشنفکران خارجی،شوراي مذكور و اردشير اميرارجمند را نفوذي وزارت اطلاعات در ميان اپوزيسيون ومردم
معرفي مي كنند.

