۱۳۹۱ اسفند ۹, چهارشنبه

چرا نوری زاده بین همه دروغگوی مثلثی شکل لقب گرفت؟

ما آخرش نفهمیدیم این آقای نوریزاده چی کاره است؟ شاعر؟ خبرنگار؟ تحلیلگر سیاسی؟ رهبر اپوزیسیون؟ جاسوس؟ هیچکدام یا همگی باهم؟
خودش که هیچ خلاصه من را هم دچار بحران هویت کرده است!!ا
تو کار خبرنگاری خرابکاری میکنه، و بیشتر میخواد!! گند کار که در می
اد میگه شاعرم
تو کار رهبری اپوزیسیون شرکت میکنه گندش که در میاد میگه خبرنگارم
هر چند وقت یکبار از آخوندی طرفداری میکنه و او را آبروشوئی میکند آنوقت اسم خود را گذاشته "تحلیلگر بیطرف"!ا
با تمام نامداران ایران معاصر یا همسایه بوده یا همکلاس یا همکار!! البته بعد از مرگشان که نتوانند خلافش را ثابت کنند
به ادعای خودش بسیاری از جاسوسان ایران و دیگر کشورها را میشناسد ولی خودش جاسوس نیست!!ا
و اما یک سوال: چرا هر کس از وزارت اطلاعات میبره و فرار میکنه، اول از همه میره سراغ ایشان؟ آیا ایشان سفیر سفارتخانه ضد اطلاعات است یا وزیر
لاطائلات؟
در دادگاهی قاضی به فرد متهم به دزدی میگوید چه دفاعی از خود داری؟
متهم!! میگوید: جناب قاضی نمیدانم چرا هر وقت چیزی گم میشه، همه به من شک میکنند و عجیت تر از آن این است که اتفاقا!! آنرا در جیب من هم پیدا میکنند
در دادگاه دیگری قاضی از همین فرد پرسیده بود چرا جیب این آقا را زدی؟ او میگوید که فکر کردم جیب خودم است. قاضی میپرسد
چرا پول را برداشتی؟ میگوید: جناب قاضی اختیار جیب خودمون را نمیتوانیم داشته باشیم؟

۱۳۹۱ اسفند ۲, چهارشنبه

دل نوشته من به جناب آقای نوری زاد:گاه به نظر می رسد قلم از دست رها شده است!

جناب آقای نوری زاد
بنده از زندگی شما و مشرب شما آنچنان خبری ندارم و اولین بار بود که بعد از دیدن مطالب زیادی که در مورد شما منتشر میشد بر خوردم و به سایت شما و مطالبتون سری زدم واین حرکت من بدون سوء ذهنیتی همرا بود
گفتم بگذار یک مطلبی از ایشان بخوانم و بعد در مورد افکارتان تصمیم گیری کنم و زندگی و اگر مجاهدتی هم داشته اید را کامل بخوانم
چرا که به من و امثال من یاد داده اند که هر کس رو می توانی از روی آثار و افکارش بشناسی
من این مطالبتان را خواندم و حال از روی آگاهی می گویم منطقی در هیچ جای سخنان شما ندیدم
مطلب و ادعایی بود ولی دلیلی نبود...
گاه به نظر می رسد قلم از دست رها شده است!